حسنعلى خان افشار
22
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
- تلاش خاندان آصف الدوله . « 1 » - كوشش گروهى كه درپى به صدارت رساندن منوچهر خان معتمد الدوله ارمنى بودند « 2 » .
--> ( 1 ) . تلاشهاى ديگرى كه در اين زمان صورت گرفت از سوى محمدقلىخان ايشيك آقاسى ، پسر آصف الدوله بود . اللهيارخان آصفالدوله دولو يكى از وجوه قاجاريه و دايى محمد شاه و از دورهء فتحعلىشاه همواره متصدى مهام امور كشورى بود . عباس ميرزا در مراسلات خود به او « ارجمندى » عنوان مىنوشت و محمد ميرزا در مكاتبات او را « خالو اعز كامكار والاتبار » مخاطب مىداشت ، به همين جهت وقتى قائممقام به راه عالم ديگر رفت ، آصف الدوله خود را مستحق مقام صدارت مىپنداشت و بدون اجازه از خراسان ، كه در آنجا والى بود ، راه تهران پيش گرفت ، ولى ارادت محمد شاه بر قوم خويش چربيد و خان دايى را بىنيل مرام ، حتى با مؤاخذه كه چرا امر مهم خراسان را سرداده و به مركز آمده است ، امر به مراجعت داد . خان قجر اطاعت از حاجى ميرزا آقاسى را مخالف شئونات خود دانست و امر خراسان را به عهدهء حسنخان سالار ، پسر خود ، گذاشت . ( مستوفى ، عبد اللّه ، شرح زندگانى من ، ج 1 ، ص 66 ؛ نك : اعتماد السلطنه منتظم ، ج 3 ، ص ص 1676 - 1677 . ) سپهر مىنويسد : محمدقلىخان ايشيك آقاسى پسر آصف الدوله و جماعتى از اعوان او كار را شورى ديگرسان كردند و گفتند چون پادشاه را زندگانى تباه شود و وليعهد دولت صاحب تاج و گاه گردد فرزندان امير محمد قاسم خان قوانلو كه خالان اويند سر به اوج ماه فرازند و دست ما را از دامان دولت كوتاه سازند ، نيكو آن است كه بعد از پادشاه چندان بباشيم كه الله قلى خان ايلخانى بتازد و عصيانى سازد آنگاه بر وى درآئيم و او را به كيفر گناه تباه سازيم و حاجى ميرزا آقاسى را نيز زنده نگذاريم . چون اين كارها به پاى بريم مسرعى به نزديك بهمن ميرزا فرستاده او را به سرعت تمام به دار الخلافه رسانيم و بر تخت ملك بنشانيم و بدين انديشه دويست تن مرد تفنگچى از دور و نزديك انجمن كرده در سراى خويش به نهانى همى داشتند . ( سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص ص 167 - 168 . ) اين دسيسه به وسيلهء ميرزا آقا خان نورى فاش شد . ( 2 ) . همزمان با جريان ايلخانى و نيز بيمارى پادشاه ، ميرزا نظر على حكيم از قزوين براى درمان محمد شاه به تهران فراخوانده مىشود . او به همراه چند تن از امرا به شاهزادگان از جمله محمد طاهر خان وكيل قزوينى و شاهزاده ملك قاسم ميرزا و چند تن ديگر از اعيان كه با حاجى ميرزا آقاسى خصومتى داشتند ؛ دسيسه چيدند كه با مرگ پادشاه ، منوچهر خان معتمد الدوله را از اصفهان به تهران فراخوانده و به وزارت برسانند . به همين خاطر ميرزا آقاخان نورى را كه در دربار صاحب نفوذ بود ، به همداستانى فراخواندند . اما ميرزا آقا خان راز آنها را نزد پادشاه فاش كرد . بنابراين ملك قاسم ميرزا به آذربايجان و ميرزا نظر على خان به قم تبعيد شد و آقاخان نيز ترقى مقام يافت . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ،